مصطفى النوراني الاردبيلي

65

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

مىآورند كه به نام چرس ‹ Charas › موسوم است . قنب ، شاهدانج ، شدانق ، قنب هندى ، شهدانق ، حشيشة الفقرا ، ورق الخيال و جزء اعظم مىباشد . « 2 » شهدانج معنى آن سلطان الحبوب است و به سريانى ذرع آدم و به يونانى قنامس ، قناميس ، قاناميس ، قنبيس ، قيانيقون و نيز به فارسى تخم كنب و قنب نامند و آن به قول شيخ تخم درخت قنب است و شهدانج بستانى و برى است . و حنين گفته كه برى آن شجرى است به قدر ذراع و بر برگ آن سفيدى غالب و ثمر آن مثل فلفل و شبيه بحب السمنه و از آن روغن برمىآورند و حب السمنه گفته شد و محلّل رياح و مجفف به قوت و خلط آن ردى قليل است . و به قول شيخ گيلانى گرم و خشك در سوم و محلّل و مجفف به قوت و خلط آن قليل ردى و مصدع بحرارت خود و در آن لطافت و جلاست چون بر مواضع چركى طلا كنند دماغ و حواس را پاك گرداند و نسيان دفع كند و فالج و لقوه و صرع را نفع دهد و چون بر جلوى سر بچه نهند لعاب سائل از دهان آنها بند كند و نشف بله از معده و تحليل فضول بلغمى از آن نمايد و مسكن غثيان و محلّل و پراكنده كننده رياح از معده و امعاء و رحم است و موّلد خلط ردى قوى الاسخان و قابض شكم و ممسك و تار كننده ديد چشم و مجفف منى است ، روغن شاهدانه گرم و خشك و جهت درد گوش و اعصاب و تحليل اورام صلبه و صلابات رحم قطورا و تمريحا نافع و آشاميدن آن مجفف منى است و قاطع باه به سبب احراق منى به حرارت و يبوست است . « 1 » شيخ گويد : شاهدانه تخم كنب است و شاهدانه دو نوع است . كاشتنى و بيابانى . كاشتنى معروف است . در سوم گرم و خشك است . باد را از بين مىبرد ، بسيار خشكاننده ، خلطش كم و ناپسند است . بيخ شاهدانه بيابانى را بپزند و بر ورم گرم كه در جاى سخت برآمده و كيموسها در آن جاى گرفته‌اند ضماد گذارند گرمى را خاموش كند و سختى را نرم نمايد . از گرمى كه دارد سردرد مىآورد . نيم رطل از افشره‌اش قبوضيت

--> ( 2 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2078 . ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 147 .